DAW, Digital Audio Workstation

Nuendo, Cubase, Pro Tools, Sonar, Audition

 
مصاحبه با محمدرضا علیمردانی- قسمت آخر
نویسنده : سجاد حسینی - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱
 

لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


خب، یه سوالی که برای من پیش اومده... و ممکنه سوال خیلیای دیگه هم باشه اینه که... شما بعد از جدا شدن از انجمن... به نظر نمیاد که یکجا و متحد مشغول فعالیت باشین، اگر کسی داخل ماجرا نباشه نمی تونه متوجه باشه که با هم فعالیت می کنین... بیشتر انگار یه حالتی پیش اومده که شما همتون برای خودتون یک قطب شدین و دیگه همدیگرو قبول ندارین... من میرم واسه خودم کار می کنم... اون میره واسه خودش...ظاهر قضیه اینو نشون نمیده که همون بچه هی قدیم باشین...

 

بله... ما با هم کار می کردیم... البته منهای حامد عزیزی... که یه تایمی باهاش کار کردیم... و بعد به دلایلی دیگه همکاری ادامه پیدا نکرد...

 

اسکوروچ... آواز سال نو رو کی گفتی؟

 

2  یا 3 سال پیش... تقریبا بعد از اون کار دیگه با حامد عزیزی کار نکردم... اونم رفت تو دوبلاژ سازمان... دیگه با قدیمیا داره کار میکنه... این در واقع برای ما خیلی جالب نبود... ما خودمون دستمونو گذاشتیم روی زانوی خودمون... از صفر شروع کردیمو کار کردیم... رشد کردیم... آکادمی تعریف کردیم... صدابازیگری رو تسمیه کردیم... و... آره چون بچه ها هر کدوم جاهای مختلف شهر استودیو زده بودن... به نظر میاد که ما از هم جدا شدیم... یعنی من... اشکان صادقی... احسان مهدی...

از یه فردی اسم نبردم که... توی این وادی خیلی حق داره... و اون هم از همون اولا بود... و اگه بخوایم بگیم که کسی بود که مستقل کار می کرد... و حد اقل اون هم کارش فاقد کیفیت نبود... و زحمت می کشید برای این کار واقعا... آقای امین الیاسیان بود...

 

اون هم در گلوری اومد؟

 

آره، اومد... یه مدت کوتاهی بود... و چون خودش توانایی مدیریت داشت و یه عده ای رو از گویندگان جوان رادیو میشناخت... استودیویی داشت و بصورت مستقل کار می کرد... از اولم دوست با اخلاقو... پر انرژیو... بسیار با معلوماتی بود تو این زمینه و... همچنان هم هست...

 

یادمه که نقش آلادور رو توی انیمیشن دایناسور گفته بود...

 

آره... امین الیاسیان خیلی برای این ماجرا زحمت کشید... خیلی هم اذیت شد... خیلی اذیت شد... شاید بیشتر از هر کسی توی این زمینه اذیت شد... دشمنی باهاش کردنو... زیراب زنی و از این حرفا... تا اینکه بالاخره ما سال پیش... اوایل سال گذشته... ما انسجاممونو اعلام کردیم... یعنی اومدیم توی انجمن هنرمندان جوان... که یکی از معاونت ها با اسم گذاری خود ما و تعیین هیئت مدیره... افتتاح بشه... و فعال بشه... که ما جمع شدیم... بچه هایی مثل مجید حبیبی عزیز...

 

اتفاقا می خواستم بپرسم... مجید کی وارد بازی شد؟ چجوری؟

 

یه دو سه سالی بود که تو گلوری کار میکردیم... و بعد مجید حبیبی به ما پیوست و اول صدابرداری می کرد... بسیار پسر باهوشو... مودبو... زحمت کشی بود... با یه صدای قرص و محکم و مردونه... و به شدت تمرین می کرد... حداقل یک سال از وقتی که من مدیریت می کردم... مجید واسه ما صدابرداری می کرد... و ضمن صدابرداری تمرین می کرد... گوش می داد... تا اینکه بالاخره گویندگی کرد و از اولین گویندگی هاش... بسیار خوب حضور پیدا کرد و درخشید... و پیشرفت کرد... مثل عروس مرده و... حالا از خودش بپرسی بهتر میدونه... تا اینکه اونم با رولای اصلی خوب خودشو نشون دادو اومد بالا... خودم یادمه تو رئیس مزرعه... رول اصلی بهش دادم... یا توی cars... که McQueen رو می گفت و رضا صولتی اون نقش رو داد بهش و بهترین بود واقعا... و اینکه تقریبا هم دوره بودن... رضا هم از بچه های با استعداد و زحمت کشی بود که از مشهد میومدو می رفت... اونم تو تیپ سازی موفق بود... اوم... خیلیا بودن... من ممکنه اسم خیلیا به ذهنم نرسه... آیسان نوروزی بوده... گیلدا حمیدی بوده... دیگه... خیلی خیلی بچه ها... حالا من حضور ذهن ندارم خستم... چی داشتم می گفتم؟

 

انجمن هنرمندان...

 

انجمن هنرمندان جوان... ما در واقع شدیم معاونت صدابازیگری... دبیر کلشم آقای علی دلاوریه... معاونت های زیادی داره... و این رشترو نداشتن... اونا به دستور رهبری... به دنبال نخبگان جوان، در هنر بودن... و می گفتن که ما تو این رشته از شما دعوت می کنیم که بیاین... ما یه هیئت مدیره تشکیل داده ایم... که شامل ما شد: من... هومن حاجی عبداللهی... احسان مهدی، مجید حبیبی... اشکان صدقی... که با رای این دوستان... هرچی هم که من خواستم زیر بار نرم... مارو کردن رئیس هیئت مدیره... مجید حبیبی هم شد رئیس شورای سیاست گذاری... بعد... آقای احسان مهدی هم سردبیر... به این شکل، ما وارد این شکل قانونی جدید شدیم، چون... قبل از اون با آقای امین الیاسیان... ما مجوز موج صدای ایرانیان رو گرفتیم... من اسمم صدای ایرانیان بود و اون هم موج... که ما اینارو با هم تلفیق کردیم... با مجموعه استودیویی که آقای امین الیاسیان تهییه کرده بود... با هم شدیم موج صدای ایرانیان... که بعد مشکلاتی برای استودیو ایشون پیش اومد... اونجا منهل شد... و ایشون یه مقدار کناره گیری کرد... آقای الیاسیان... بعد این ماجرای انجمن پیش اومد... و الان اعضای ما... فکر می کنم به 200 نفر هم رسیده باشه... مجموعه ی گوینده ها... عوامل فنی... و... کارآموزا...

 

امروز چی؟... بر گرد به بچگیت و اون قصه هایی که تعریف کردی... و اون زحمتایی که کشید... فکر می کنی جواب تلاشهاتو گرفتی؟ یا نه، هنوز خیلی راه داری... راضی هستی؟

 

ببین راضی که نمی تونم نباشم... چون خواست و رضای خدا این بوده که... من توی این زمینه تلاش می کنم... امید داشته باشم... و با توکل جلو بیام... خداوندم این مسیرو پیش روی من گذاشته... ما سال هاست که بحث تدریس و آموزش داریم... نیروهایی پرورش دادیم که... همه گوینده های خیلی خوبی شدن... مدیران خوبی شدن... یه تعداد قابل توجهشونو سازمان جذب کرده... و ما هم جلوی کسی رو نمی گیریم... از این قانونا نداریم مثل سازمانو انجمن... که از این قانونا دارن... که وقتی برای ما کار می کنی حق نداری برای کس دیگه ای کار کنی... چون من معتقدم که... حنجره ی هر کسی... مال خودشه... و هر کسی خودش هر تصمیمی که بخواد می گیره... که کجا کار بکنه... من صاحب و مالک کسی نیستم... صاحب صدا و حنجره ی کسی نیستم... یا بخوام بهتر بگم... صاحب هنر و توان گویندگی کسی نیستم... هیچ کس... به نظرم این حقو نداره... و من مخالف این قانونم که افراد رو فقط برای خودت نگه داری... من توصیه و تلاشم بر این بوده که دوستانی که اومدن برای آموزش دیدن و اینکاره شدن... اینکاره منظورم یه آدم حرفه ای perfect نیست... گرچه تو بچه های ما کم نیست... آدم حرفه ای... ولی... منظورم اینه که بلد شدن این کارو و... از پسش بر میان... حالا در هر سطحی که دارن انجامش میدن... فقط وارد دوبله ی شبکه های ماهواره و اینا نشن... به خاطر اینکه... نه اعتقاد دارم... به اون کارایی که تو ماهواره داره کار میشه... نه اصلا اجازه ی قانونیش وجود داره که بخوای کار بکنی... و تقریبا تمام شبکه ها... به من زنگ زدن و پیشنهاد کار دادن... اصرار هم کردن... وزارت ارشاد هم کامل در جریان هست... شما مطمئن باشین که وزارت اطلاعات و پلیس امنیت هم در جریان اند... که من به تمامشون... جواب رد دادم... محکم گفتم نه... انجام ندادم... و انجام هم نخواهم داد... چون زحمت کشیدیم که تو همین مملکت... با قوانین همین مملکت... به شکل قانونی کار بکنیم برای مردممون... و اینجوری بوده که ما تونستیم برای سازمان صدا و سیما کار بکنیم... و مقبول واقع بشه... تو جشنواره شرکت بکنیم و برای اولین بار جایزه بگیریم... لوح و تندیس بگیریم... مورد تقدیر واقع بشیم... تونستیم... شادی ببریم... بیشتر از یک دهه تو خونه های مردم... برای بچه های مردم... و مورد تاییدشون واقع بشیم... و به لطف خدا اونها هم مارو دوست داشته باشن... کار کردن و کارای مارو دوست داشته باشن... بنابر این دلیلی وجود نداشت که بخوایم وارد ماهواره و این داستانا بشیم...

 

برای جوونانی که به این هنر علاقه مندن، ورود به این صنف خیلی سخته... و این روز ها... میبینیم که شنیدن صدای یه تعداد محدودی از گوینده ها... خیلی شایع شده و در کار ها خیلی از نیروهای جدید استفاده نمی شده... مثلا شما وقتی تلویزیونو روشن می کنی... صدای سه نفر هست که همیشه میشنویشون... حالا درست نیست که اسم ببرم... اما سوالم اینه که آیا این کار درسته؟ و چرا اینجوریه؟ و جوانان علاقه مند چه کنن؟

 

ببین اولا اونایی که ثابت دارن کار می کنن آدمایی ان که پا به پا بودن... زحمت کشیدن... حرفشونه... هنوز جوونن، هنوز توان دارن... هنوز جا دارن... و هیم دارن پخته تر می شن... هنوز وقت کنار رفتنشون نیست... هنوز به صداشون احتیاج هست... کار نو و خلاق ارائه میدن... این از اونا... که... جاشون رو تخم چشای ماست... دوستان خوبی که پا به پای ما اومدن... تاج سر ما هستن... دمشونم گرم... چه در مدیریت... چه در ترجمه... چه در امور فنی... ولی شما اگر هر سال مارو نگاه کنی میبینی عده ای اضافه شدن... لا اقل عده ای اضافه شدن که کارشون شنیده شده... بالاخره هر چند وقت یه بار یکیو داشتیم که بگن اِ... این کیه؟... اون کیه؟... این خانم کیه؟ این آقا کیه؟... ممکنه زیاد نبوده باشن... که نمیتونه زیاد هم باشه... به خاطر اینکه در نهایت اونی که عاشقه... اونی که این کارو واقعا دوست داره... میادو تمام سختی هاشو میشناسه... به هر حال نتیجه خواهد گرفت... من ادعا نمی کنم که... خیلی از شاگردای من همکار من شدن... ولی فکرم نمی کنم که 25 تا 30 درصد از آدمایی که باهاشون کار کردم و همکارم شدن کم باشه... این ادعا رو دارم... آماری میشه نگاه کرد... 25% حداقل از شاگردان من، الان همکار من هستن... چه اونایی که دو سال پیش وارد شدن... چه اونایی که از اون سال های اول شاگرد من بودن... ولی بیشتریاشون نموندن... رفتن... کم آوردن... اون که عاشق بوده مونده... اونی که زحمت میکشه و تلاش میکنه و خودش پیگیره جواب می گیره... ما اگه می خواستیم... درارو ببندیم... میشدیم مثل پیش کسوتا... که خود ماهارو راه ندادن... الان این دو سه سال اخیر هی دارن میگن بیاینو... به طرق مختلف میگن: آره شما خوبینو... بیاین اینجائو... که در واقع اون هم نیت مشخصی دارن... اینجا دیگه بحث حمایت نیست، ما همونایی هستیم که چندین سال پیشم کار می کردیم، چطور اون موقع اخ بودیم... حالا یهو... خوب شدیم!... میخوان که ما هم تحت نظر خودشون باشیم... و کنترل بشیم... و در واقع خیالشون راحت باشه که نیروی جوان... توانا... بیرون خودشون نیست... که بتونه رقیب باشه... به شدت تفکر نادرستیه به نظر من... مثل این میمونه که هدایت فیلم... بگه که مثلا... چه میدونم... فلان شرکت فیلم سازی چرا داره کار می کنه... سیما فیلم چرا داره کار می کنه... مگه میشه یه همچین چیزی... ؟!

 

به نظرت چرا مدیر دوبلاژ  ها از یه cast تکراری و اطراف خودشون استفاده می کنن؟

 

خب دیگه اون بستگی به تجربه و سلیقه و ... در واقع توان اون مدیره داره... همه ی مدیرا که مثل هم نیستن... بعضی ها ریسک پذیریشون کمتره... دیرتر افرادی رو که برای کارشون احتیاج دارن وارد می کنن... طرف باید خیلی ثابت بکنه تواناییشو... بعضی ها هم میگنه نه... هر کی میتونه بیاد بگه... به هر حال... یه حصار نبستیم... ولی آسونم نیست... هرکی از راه رسید بیاد تو...

 

شما خودت به چه صورت کار می کنی؟

 

من که آموزش گذاشتم و یه فضایی رو آماه کردم تا هرکی علاقه منده بیاد...

 

از نیروهای جوان و جدید استفاده می کنی؟

 

آره... آره من که استفاده می کنم... من شاگرد دارم که 11 سالش بود و الان 20 سالشه و یکی دیگه 15 سالش بود اومد سر کلاس من... الانم 17 سالشه... و دارن گویندگی میکنن... دستمزدم میگیرن

 

اون جوون 20 ساله کیه؟

 

چون رفته تو سازمان اسمشو نمی برم... برای اینکه اونجا براش داستان درست می کنن... بعد مصاحبه بهت می گم... فقطم اون نیست... خیلی ها بودن که اومدن و الانم تو سازمان کار می کنن...

حتمن اینجوریه که بیشتری ها... بیشتری ها نیستن که میمونن... اتفاقن کمن اونایی که میمونن... و از بقیه جلو میزنن... چون بحث این کار فقط داشتن صدای خوبو... صدای خاص نیست که... بحث صدابازیگریه... هنر بزرگیه... شوخی نیست... باید بتونه خوب بازی کنه... خوب حس بگیره... جهاز صوتیشو بشناسه... تنفس درست داشته باشه... سرعت عمل خوبی داشته باشه... IQشو ببره بالا... مهارت هایی که این کار لازم داررو زیاد کنه... وگرنه ساز... صدا یه سازه... ببین نواختن مهمه... شما اگه یه پیانوی یک میلیارد تومنی داشته باشی تحسینت نمی کنن... میگن پولداری... ولی اگه با یه پیانوی ارزون قیمت خوب بنوازی... میگن چقدر چیره دسته... چقدر هنرمنده و تو رو به خاطر هنرت می ستاین... حالا تو اگه ساز خوبی داشته باشی... نوازنده ی خوبی هم باشی... زحمت بکشی و نوازندگی رو هم یاد بگیری... خب... نور علی نور... بهتر...

 

حسن ختام؟...

 

حسن ختام؟!... چیزی ندارم چی بگم؟!

 

سعی می کنم یه جور دیگه وقت بذاریم و بیشتر بریم تو خود دوبله و به جزئیات بپرداریم... ریز بشیم ببینیم که این صدابازیگری که میگی آکادمیکش کردی چجوریه...

 

خب این خیلی خوبه... خیلی خوبه اگر فرصت کنیم دفه ی بعدی خواستیم مصاحبه ای داشته باشیم... یه خورده تخصصی تر حرف بزنیم... من حرفی ندارم... خیلی هم خوشحالم... اگه در انعکاس این ماجرا خوب عمل کنی و اونچه که هست رو به درستی و صادقانه ارایه بدی... انتشار بدی... من سعی می کنم از بچه های دیگه... گوینده ها و مدیر دوبلاژای دیگه هم دعوت بکنم... چون با این چیزی که از طریق اینترنت پخش می کنی، معیار کار تو دست بچه ها میاد... و اونها هم احتمالا علاقه مند میشن که... بخوان تخصصی راجع به کار حرف بزنن... یا حتی اگه بخوای راجع به خودشون بگن...

 

برات آرزوی بهترین هارو می کنم...

 

دیگه منم عرضی ندارم... از تو هم ممنونم که برای این مسائل ارزش قائلی و... گرچه خودتم خیلی توانایی... خیلی خوبی و خیلی می تونی موفق باشی... و اگه روزی خودتو دیدی که داری مستمر کار می کنی... یا حد اقل... غیر مستمر راضی هستی، چون داری خوب کار می کنی... بدون که به خاطر پیگیریته و به خاطر عاشق بودنته... که ارزش قائلی و داری دنبال می کنی... ماجرا رو... و تو مدت هاست داری این کارو می کنی... خیلی این ور و اون ور شدی... ولی شاید داری یه راه درستو با تجربه ای که تو این مدت کسب کردی... پیدا می کنی که تو اون راهه یه کم صبوری کنی جواب می گیری... ولی هر موقع جواب گرفتی... بدون... اینجوری نبوده که قبلا رات ندادن... الان رات دادن... بلکه تو حرکت کردی... تو خودتو نشون دادی... تو عشقتو نشون دادی... تو جدیتتو نشون دادی و تو... خودت باعث شدی... فردا اگه من دعوتت کردم اومدی تو کار من گفتی مدیون من نیستی...

البته این تو ها، توی نوعی هست... من یه بهانه هستم...... مرسی

قربانت.


 
 
 



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین