Walk The Line

 

 

 

 

مرسی که دنبال کردید!


مختصری از داستان:

(اخطار: ممکن است آنچه در زیر می آید قصه را لو بدهد.)

 

جانی کش، پسر کوچک خانواده، به خاطر داشتن برادری درستکار که از خودش بزرگتر است، و مورد توجه و علاقه ی پدر می باشد، فاقد اعتماد به نفس کامل بوده و احساس می کند بازنده است. مخصوصا وقتی در نبود او، وقتی برای سرگرمی به ماهی گیری رفته بود، برادر بزرگترش جان خود را هنگام کار با دستگاه اره ی دیسکی از دست داده، و پدرش او را مقصر می داند.

 

جانی کش بزرگ می شود (Joaquin Phoenix). حال او ازدواج کرده و در یک خانه ی اجاره ای با همسرش زندگی می کند. ظاهرا زندگی زناشویی آن ها روال خوبی دارد اما مشکلات مالی، همسر را معذب کرده است. جانی هر روز صبح به در خانه ی افراد متفاوت رفته و مشغول به کار بازاریابی برای کی شرکت تولیدی می شود اما متاسفانه هیچ وقت جواب نمی گیرد.

 

این روال ادامه دارد تا روزی که جانی خیلی اتفاقی، مردی گیتار بدست را می بیند که به سمت ساختمانی می دوئد. او را دنبال کرده و در نهایت متوجه می شود که گروهی در یک استودیو در حال ضبط موسیقی می باشند. با کمی کنجکاوی، جانی به خانه باز می گردد.

در پلان بعدی دیده می شود که جانی، گیتار به دست، با دو نفر از دوستانش که همسرش آن ها را مکانیک خطاب می کند، مشغول ساخت چند ترک موسیقی می باشد. اولین اعتراض شاخص همسر، با گریه ابراز می گردد. همسرش به او می گوید ما حتی نمی توانیم اجاره ی خانه را بدهیم و تو فکر می کنی که می توانی با دو دوستت که مکانیک هستند موسیقی بسازی؟! به هر حال جانی، با موسیقی مذهبی ای که بلد است، به استودیو یی که می شناسد رفته و سماجت می ورزد تا موسیقی اش را ضبط کند. این جا نقطه ی عطف زندگی جانی است.

جانی پس از آن، و شرکت در طور های اجرای موسیقی، بسیار طرفدار پیدا می کند، پولدار می شود، به فساد کشیده می شود (مطرف هروئین، قرص، مشروبات الکلی زیاد و فحشاء) و همچنین همسرش از نبود او ناراضی است. در این حین، او با دختر دیگری به نام جون (Reese Witherspoon)، که دختری پر انرژی و بشاش است آشنا می شود. جون خواننده ی بسیار خوبی است و جان عاشق او می شود...

ادامه ی قصه را به شما می سپارم.

 (پایان اختار)خود جانی کش

 

 

پیام این فیلم برای من:

 

بهتر است بگویم Walk the Line برای من خیلی پیام دارد، از تربیت پدر، محیط خانوادگی، شرایط و اوضاع جامعه، ازدواج، موفقیت در کار، تحدیدات در زندگی و غیره و غیره گرفته تا مثل معروفِ " ازدواج عاقلانه، زندگی عشقانه"، چرا که جان پس از ازدواج مجدد، برای مدت بسیار طولانی ای با همسر جدیدش زیستند...

این فیلم به وضوح نشان می دهد که هنر و نمایش آن، می تواند چقدر با آنچه که پشت پرده می گذرد متفاوت باشد، تا جایی که جون به جان می گوید "دیگر به جز روی سن، با نو صحبت نمی کنم" و فقط روی سن، به جان روی خوش نشان می دهد.

 

این فیلم سادگیِ ابتلا به اعتیاد را نمایش می دهد. جانی کش هیچ بود، خودش را نمی شناخت، هیچ فلسفه ای برای زندگی نداشت، عاشق نبود، اعتقاد خاصی نداشت؛ به چیزی یا کسی یا کاری علاقه ای نشان نمی داد و در کل یک آدم خنثی بود (البته می گویند که او یکک مسیحی پروتستان بوده، اما در فیلم راجع به این چیز ها، خیلی اطلاعات داده نمی شود، با این حال زمان فیلم حدود 2 ساعت و 15 دقیقه است). پس با دیدن تشویق مردم و چشمان آتشین دختر های جوان، که در خواب هم نمی دید، خیلی سریع خودش را گم کرد و به کام فساد رفت. جانی حتی نمی دانست که می تواند با کسی به جز همسرش رابطه ی جنسی داشته باشد، یا ماده ای به نام هروئین مصرف کرده و فضای فانتزی توهم را حس کند، اما این کار ها را انجام داد. نتیجه ی استفاده از مواد و قرص، او را عصبی و پرخاشگر کرد تا جایی که خانواده به کمکش شتافت تا او را از دام اعتیاد نجات دهد.

 

این فیلم نشان می دهد که کودکان، بی چون و چرا به تایید شدن توسط والدینشان نیازمندند، و این نیاز، تا پای مرگ ادامه دارد. در سکانس های پایانی فیلم می بینیم که در واکش به حرف پدرش، که می گوید یک تراکتور بی مصرف داری، جانی با عصبانیت به سمت تراکتور می رود تا از آن کار بکشد و پدرش متوجه شود که راجع به او اشتباه می کند. این در حالی است که پدر، موفقیت چشم گیر جانی، در موسیقی و خوانندگی، و همچنین رشد اقتصادی او را دیده است.

 

این فیلم به تربیت کودکان خیلی تاکید می کند. تربیت نادرست، چیزیست که شکاف بین نسل ها را پدید می آورد، درست همانطور که در این فیلم دیده می شود.

 

این فیلم نشان می دهد که زندگی، جز شادی، رقص، آواز و موسیقی، چیز دیگری نیست و همه ی انسان ها به دنبال شادی اند. همچنین کسانی که برای مردم شادی می آورند، مورد استقبال و محبت مردم قرار می گیرند. همانطور که امروز، خواننده ها و بازیگران، حتی در نحوه ی پوشش مردم نیز موثرند و در واقع، مد در دستان هنرمندانی از این دست می باشد.

 

این فیلم همچنین، ارزش والای دوستی را، چیزی که از اذهان مردم خارج شده، واقعیتی انکار ناپذیر را دوباره زنده می کند. جون، چندین بار دیالوگ "جان، تو دوست منی" را می گوید و به خاطر دوستی، به او کمک می کند. همچنین وقتی جان، معتاد به دیدن جون می رود، جون از او می پرسد "دوست من جان کجاست؟"

 

موسیقی:

 

سبک موسیقی هایی که جانی کش کار می کرد، بیشتر از نوع country بود اما او سبک های همچون rockabilly، Rock and Roll، Blues، folk و gospel را نیز در کارنامه ی خود دارد. برای اطلاعات بیشتر راجع به این سبک ها، می توانید از دانشنامه ی آزاد Wikipedia و یا سایت های مربوط به خود جانی کش استفاده کنید. Gospel موسیقی ای از مسیح و در کل یک موسیقی مژده دهنده از طرف انجیل است. Blue معمولا درون مایه ی غم و ناخوشی داشته و با سبک Rock and Roll نیز آشنایی دارید.

 

/ 3 نظر / 33 بازدید
کاوه نوری

سلام سجاد عزیز! وبلاگ بسیار زیبا و آموزنده ای داری [گل] اگر اشتباه نکنم شما گوینده هستی و خاطرم هست که گفته بودی توی سریال "عشق ممنوع" بجای یکی از شخصیت های اصلی حرف زدی میخواستم بدونم که خانم پریسا عباسیان و آقای حسام صادقی نیکو هم با گروه شما کار میکنن و هم با انجمن؟! خانم عباسیان به جای مادمازل حرف زده و آقای صادقی نیکو هم به جای بشیر. یه سوال دیگه هم داشتم: شما "عشق ممنوع رو از روی نسخه عربی دوبله کردین؟! آخه اسم خیلی از شخصیت ها توی دوبله عربیش عوض شده و اسم شخصیت ها توی دوبله عربیش هم همونیه که توی دوبله فارسیش هم هست!

reza

I was wondering if you could post something and depict all the audio ports available on the motheboard. as you know there are almost 6 ports in different color,but I personally am using onle ONE ! i mean, what are those for actually? tnx in advance

محمد

سلام من یه سوال داشتم در مورد همین صداگذاری و اینها چجوری میشه موسیقیی که توی فیلمه رو ازصدای شخصیت هاکه وسطش حرف میزنن جدا کرد اگه با نرم افزارای خاصی میشه اسمش چیه و اصلا به این کار چی میگن چون من نرم افزارsound forge9.0سوني رو دارم ولي نمي دونم چجوري بايد اين كارو بكنم؟با تشكر