صدابرداری، ننگ یا افتخار؟

 

نخست می بایست اشاره کنم که صدابرداری موسیقی و فیلم دو مقوله ی کاملا جدا هستند، و این بدان جهت است که عوام، تعریفی شفاف و دقیق از نام برده ندارند. اکثرا می پندارند که صدابرداری، عبارتست از ضبط و پخش صدا، و صدابردار، فردیست نحیف و لِه، بی استعداد و کم هوش، و در کل شخص مهمی به حساب نمی آید. هیچ گاه در برخورد با یک ترک موسیقی، پرسیده نمی شود صدابردارش کیست! در اِشلی بالاتر، در استودیو های دوبلاژ، ممکن است اسم صدابردار به همراه سرپرست و کست پروژه، در انتهایی ترین قسمت لیست قید گردد، اما هم چنان، نه به چشم می آید و نه کسی این قشر را می شناسد و نه پیگیری می کند، به همین جهت، در بسیاری از مواقع ممکن است شخص دیگری بعنوان صدابردار معرفی گردد. اما در نهایت، در صدابرداری فیلم (صدابرداری سر صحنه)، فردی نسبتا قد بلند که صاحب دستانی با استقامت بالاست، و همچنین عضلاتی تنومند در ناحیه ی فیله و کمر، کمی بها داده می شود و نام وی در کستینگ ذکر می گردد، اما همچنان، این گونه افراد شناخته شده نیستند و اهمیتی هم ندارد که چگونه موجوداتی می توانند باشند. برای تلطیف خاطر، هیچ گاه پرسیده نمی شود صدابردار فیلم ((جدایی نادر از سیمین)) و یا ((بازگشت بتمن)) کیست! البته آتش این ننگ در کشور عزیزمان گداخته تر است، اما در بسیاری از کشور ها، فیلم فقط به خاطر صداگذاری (که نیمی از آن صدابرداری است) موفق به اخذ جوایزی نفیس می گردد. ممکن است در بسیاری از  مواقع و از زبان بسیاری از غول های فیلم سازی در جهان شنیده باشید که صدا نیمی از فیلم است، یعنی 50 درصد، حال آنکه مهم نیست چگونه و توسط چه افرادی تهیه می گردد، البته به استثناء گروه موسیقی که اهمیت زیادی متوجه آن است. این بود که بر آن شدم تا مطلبی را برای حمایت از صدابرداران محجور روزگار ارایه کنم، و سعی بر این داشته باشم تا عوام را با جزئیات آن آشنا کرده، قدمی برای مبارزه با خفت و عدم اهمیت این قشر بردارم.

برای شروع، اجازه می خواهم تا با دو بیت شعر قدیمی که همه ی ما درست وقتی مهد کودکی بودیم، به ما یاد می دادند شروع کنم، البته با کمی دست کاری:

شبا که ما می خوابیم، آقا پلیسه بیداره

اگه اونم بخوابه، کارمون زاره زاره

بله، عنایت بفرمائید که اگر گروه صدا، با جزئیات و دقیق کار نکنن، اون لذت واقعی که با دیدن فیلم های پر آب و تاب نثار سینما دوستان می گردد، راهی اعماق دره ای بی پایان خواهد شد. شاید فکر کنید که کار فیلم بردار خیلی سخت است، اما دست کم او هنگام فیلم برداری روی یک صندلی می نشیند! اما صدا بردارِ سر صحنه، جایی برای نشستن ندارد. صدابردار همان زمانی را که همه ی گروه سر صحنه هستند صرف می کند، اما کارش به خاطر یکنواختی بسیار سخت است! و دست آخر چه عایدش می شود؟! صدابردار های استودیویی هم می بایست ساعت ها در صفحات بی رحم و زننده ی کامپیوتر ها خیره شوند و با تمرکز کامل به کارهایی بپردازند که از تصور عموم خارج است.

 

در ایران، صدابردار استودیو دقیقا چه می کند؟

برخلاف تصور شما، که تاکنون کار هیچ صدابرداری را زیر نظر نگرفته اید و با وی از نزدیک برخوردی نداشته اید، صدابرداری کاریست سخت، پر مسئولیت، نیازمند دقت، خلاقیت، صبر، یک عالمه جرات، پوست کلفت و گوشی فوق العاده شنوا. اگر می توانید آنچه گفته شد را تصور کنید، ادامه ی مطلب را بخوانید... پس از داشتن این ویژگی ها، بد نیست بدانید که یک صدابردار واقعی، نیازمند دانشی بنیادین نیز می باشد. بخشی از این دانش، عبارتست از: آشنایی نسبی با کامپیوتر، سخت افزار و نرم افزار، چگونگی کارکرد، توانایی عیب یابی و غیره، آشنایی نسبتا زیادی با زبان انگلیسی، تسلط بر روند کارکرد سیستمهای حرفه ای صوتی و تصویری.

این ها تنها بخشی کوچک از الزامات اند و دستیابی به آن ها چیزی دست نیافتنی و خیلی سخت نیست. اما قسمت های سخت آن، مواردیست که در ادامه می خوانید:

1-ممکن است حین کار صحبت کنید، شوخی کنید، پیشنهاد دهید و از ایده های خلاقانه استفاده کنید. اخطار می کنم، باز کردن دهان در حین کار فوق العاده خطرناک است و بوی مرگ می دهد، حتی اگر به وضوح دیده می شود که کارگردان یا مدیر دوبلاژ اشتباه می کند، لب نگشایید که در کمترین حالت، با انواع متنوع بدترین فحش ها و توهین ها مواجه خواهید شد. بدترین قسمت آن اینست که حرف شما درست است، حتی اگر کارگردان هم متوجه اشتباهش شود، اما با این حال شما یک صدابردار داغون و لِه بیشتر نیستید، پس قطع بر یقین اشتباه می کنید، خفه شدن بهترین راه فرار است. نکته ی بدتر آن، اینست که تمامی 50 یا 100 نفری که در منطقه وجود دارند، ممکن است متوجه شوند که ایده ای خوب داده اید، اما مجددا چون صدابرداری بدبخت و ذلیل بیش نیستید، هرکدام به شیوه ای شروع به متوقف کردن شما می کنند، بعضی با دست علامت می دهند، بعضی چشم غره می شوند، بعضی آرام می گویند "هیس" و دست آخر بعضی هم از کارگردان و تهیه کننده جلو می زنند و به جای آن ها شما را با خاک یکسان می کنند و می گویند به تو چه، خفه شو صداتو بگیر!

2-در ادامه ی مورد اول، در حالی که صدایتان می لرزد و زانوهایتان شل شده است، در اواسط یک پلان ، متوجه می شوید که صدای بازیگران کمی اوت است، و می بایست صدا را دوباره ضبط کرد، اما هم دیگر جراتی برای لب گشودن ندارید، و هم به احتمال زیاد با اعلام این موضوع، دوباره با مجموعه ای از افتضاح ترین هتاکی ها رو به رو خواهید شد. حال چه می کنید؟ انتخاب با خودتان است.

3-قطعا برای تنظیم کردن اکولایزر ها و مسترینگ صدا، نیاز به سعی و خطا، زمان و بیشتر از همه تمرکز دارید، آیا با این شرایط می توانید تمرکز کنید؟ حال آنکه ممکن است زیر آفتاب سوزان تابستان باشید و یا در کوران و برف، در استودیو های کوچک که همسان سونای بخارند و یا در زیرزمین هایی که مجهز به هیچ تهویه ی مطلوبی نیست.

4-ممکن است به مدیردوبلاژ و یا کارگردان از مشکلات فنی و یا عملکرد بعضی از افراد یا دستگاه ها شکایت کنید، اما در نهایت متوجه می شوید که همه ی آن اشکالات به خاطر وجود نحص و بی ارزش و بی سواد خود شماست! و چیزی هم بدهکار می شوید! تا شما باشید لب به سخن نگشایید.

5-در زمان آن تراک، بعضی ها از شما می پرسند چرا انقدر ساکت و کم حرفی؟ و دلیل ثابت ماندن شما و پیشرفت نکردنتان را همین کم حرفیتان می دانند. سخت ترین قسمت آن است که تا پاسخ را از زبان شما نشنوند دست از سرتان بر نمی دارند.

6-وقتی پروژه تمام شد، زمان تسویه حساب می رسد، فکر می کردید برای دو ماه، یک روز در میان، یعنی یک ماه کامل کاری، صبح تا شب دیروقت، چیزی حدود 600 یا 700 هزار تومان کاسب می شوید، اما وقتی پاکت پول را باز می کنید، باورتان نمی شود چه مبلغی درون آن است. بعد از ساعتی سکوت، به خود می گویید: حق گرفتنی است نه دادنی، باید برم حقمو بگیرم. پس گوشی تلفون را بر می دارید و با تهیه کنند و یا مدیر دوبلاژ و یا هرکسی که مسئول پرداخت دستمزد است تماس می گیرید، او هم می داند قضیه از چه قرار است، پس قطعا به تماس های شما هیچ پاسخی نمی دهد! پس از یک هفته، اتفاقی، وقتی در صف نان ایستاده اید تا نانی بگیرید و شبتان را سر کنید، فرد مورد نظر را می بینید اما باورتان نمی شود که او سوار یک BMW 630 است. اول به خودتان می گویید که اشتباه می بینم، اما با کمی دقت بیشتر، متوجه می شوید که اشتباه نمی کنید، پس هر طور شده، صف نانی را که یک ساعت در آن ایستاده اید رها کرده، به سمت او می دوید. آن فرد مثلا شخیص، با دیدن شما، اولین حرفی که می زند اینست: از دستمزدت راضی بودی؟ به بچه ها گفته بودم یه کم بیشتر برات بذارن!، حالا ایشالا تو پروژه های آینده بیشترم بهت می دیم نگران نباش، فقط مبادا ببینم با کس دیگه ای کار می کنی ها!          اِ... آقا شما که گفتی مشکلی نداره!        دوس داری کار کن، میل خودته! (این همه صدابردار، بذار بره...) و بعد سوار ماشین می شود و در کمتر از 5 ثانیه گرد و غباری هم ازش دیده نمی شود! سراسیمه به سمت نانوایی می دوید و خوشحالید که صفی نیست، اما وقتی می رسیدی می بینید که نان تمام شده! سخت ترین قسمت، هضم آن است که کمی هم بیشتر به شما پرداخت شده است!

7-برای پروژه های دیگر با شما تماس می گیرند، شما میل به کار کردن ندارید، اما آیا کار دیگری برای امرار معاش دارید؟ شما 4 سال در این رشته تحصیل کرده اید و مدتی هم است که به دنبال کار هستید و کمی هم خاک خورده اید. کارتان هم خوب است. چه کار می کنید؟!

 

اما  صدابرداری چه دانشی است؟

بسیاری از احساسات از طریق صدا منتقل می شود، قطعا دیده اید، شنیده اید و یا در موقعیت آن قرار گرفته اید که کسی می خواهد به معشوقه اش، عشقش را ابراز کند، در بسیاری از مواقع با چشمان بسته می گوید "دوستت دارم". بسیاری از نوازندگان، به هنگامی که قطعات را با احساس می نوازند، چشمانشان را می بندند. بیمارانی که نیاز به شنیدن موسیقی های لایت و آرامش بخش دارند، با چشمان بسته موسیقی گوش می دهند. پس می بینیم که صدا و مبحث شنیدن و گوش دادن دنیایی بسیار بزرگ دارد. صدابردار باید به این مفاهیم اشراف داشته باشد. باید گام ها را بشناسد، باید میکروفون گذاری را بلد باشد، باید بداند فرکانس های مختلف صدا کی و کجا می بایست مورد استفاده قرار گیرند. صداهای نزدیکی که به هنگام دوبله ی فیلم روی کاراکتر ها گذاشته می شود، بیننده را از فضای اصلی فیلم دور می کند. تمامی موارد گفته شده، به انظمام توانایی کار با یک DAW نیاز است تا فردی صدابردار نامیده شود، اما همانطور که دیدید، شان و منزلت آن بسیار بالاتر از آن است که عوام می پندارند.

 

حال شما که خود را صدابردار می نامید، چقدر با آنچه گفته شد فاصله دارید؟ من که صدابردار نیستم!

/ 6 نظر / 42 بازدید
بهادر

با سلا خدمت شما دوست عزیز... ممنون از مطالبی که بیان فرمودین.. خواستم بپرسم با حساب فرمایشات شما،آیا باید ازاین کار بیایم بیرون؟! من تازه اینکار رو با هزار امید و آرزو شروع کردم...آخر این کار ینی بن بسته؟! یه جورایی ترسیدم از نوع حرفای شما!!! نمی تونم تحمل این چیزایی رو که گفتین رو داشته باشم...

امیر نخجوان

با سلام و احترام. مقاله شما را با عنوان صدابرداری، ننگ یا افتخار؟ را خواندم. من صدابردار سر صحنه هستم و مانند هر شغلی این کار نیز دردسرهای خود را دارد. تا حالا هم تو استودیو کار نکرده ام و از مشکلاتش خبر ندارم اما سر صحنه این اتفاقات هم پیش می آید البته در صورتیکه صدابردار از اعتماد به نفس کافی برخوردار نباشد و یا تجربه حرفه ای اش کافی نباشد. اکثر کارگردانان از تصویربرداری به اندازه تصویربردار دانش دارند در حالی که از صدا ندارند. به همین دلیل صدابرداران در سر صحنه از قدرت بالایی برخوردارند. ضمناً صدابردار روی صندلی،پشت میکسر، کنار مانیتور می نشیند و دستیارش ایستاده و صدا میگیرد که البته این نشانه بدبختی دستیار نیست چون تخصصی ترین دستیار که کسی نمی تواند جایش را پر کند بوم من است. با کوچکترین پچ پچ، صدابردار کات می دهد، نه کارگردان. صدابردار به گروه تولید می گوید خیابان را ببندند که مثلاً صدای ماشین کم شود و ... و به ندرت پیش می آید که کارگردان در کار صدا دخالت کند چون دانش کافی را ندارد. به هر حال من فکر می کنم همکاران داخل استودیو هم اگر متحد شوند و از قدرتشان استفاده کنند این مشکلات برطرف شود.

صدابردار

باسلام وتشکر ازمطالب مفید وخواندنی شما؛ بنده فارغ التحصیل صدابرداری هستم وسالیان متمادی داخل استودیو وسرصحنه ازضبط موسیقی های مختلف ، نمایشها ی رادیویی، فیلم وسریال گرفته تا صداگذاری های مختلف را کارکرده وجوایز برخی جشنواره ها رانیز دریافت کرده ام ؛ اما نه تنها هیچگاه ازاین موارد نسبت به خودم و شرایط کاری ام ندیدم بلکه بیشترین احترام وجایگاه را در اکیپ داشته وکارگردان هاعمدتآ پس از کات دادن، ابتدا برای تآییدبه من نگاه میکردند وسپس بقیه عوامل که این خود حکایت از درک موقعیت صدا در یک برنامه داشت که کارگردان های باسواد آنرا میدانستند ومن از شرایط کاریم بسیار راضی بوده واحساس افتخار میکنم که یک صدابردار هستم وتاکنون صدابردارهای تجربی را تحویل این صنف داده ام که هرکدام با پشتکاری که داشته اند اکنون یک صدابردار حرفه ای اند . به هر حال صحبت شما هم درمورد کسانی که دانش کافی را نداشته (چه آکادمیک وچه تجربه) صحیح است وصدابردار تازمانی که کاملآ اشراف به کار پیدا نکرده است نباید کارهای بزرگ صدابرداری را قبول کند. با احترام مجددبه نویسنده ارجمند وتمامی صدابرداران حرفه ای.

Hello It was used You wish for the ending of Elevated God Be مرحبا انه كان يستخدم كنت ترغب في إنهاء الله مرتفعة أن تكون سلام بسیار مورد استفاده قرار گرفت برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم موفق باشید شکروی 09194390696 سرفراز باد ایران http://salamshokravi.persianblog.ir

انوشه

درود بر آقا سجاد عزیز ، امیدوارم خوب باشید . از مطلبتون استفاده کردم ، قلم خیلی جالبی دارید ، بهتون تبریک می گم . از آموزش هایی که در زمینه باند سازی گذاشتید خیلی استفاده کردم ، نمی دونم چطور می تونم از شما تشکر کنم ، اما اگر اجازه بدید چند تا پرسش دارم از شما ، البته تلاش می کنم کوتاه باشه تا خدای نکرده زیاد مزاحمتون نشم ، من با یک کارت صدا و یک میکروفون آماتور صدا ضبط می کنم ، گاهی با هوا ضبط میشه و گاهی بدون هوا جالب اینجاست که هیچ تنظیم خاصی هم انجام ندادم . اما می خواستم بپرسم آیا این کار تنظیم خاصی داره یا نه ؟ و پرسش بعدی اینکه آیا میشه هوا و نویز رو حذف کرد بدون اینکه به صدای اصلی آسیبی وارد بشه ؟ بسیار بسیار از شما سپاس گزارم . پیروز باشید .